ما توانستیم
دستاوردهای علمی،نظامی،تحقیقاتی جوانان ایرانی



در این گزارش آمده است:


با كمرنگ شدن تدريجي مسئله افغانستان و عراق در تيتر اخبار رسانه‌هاي جهان، احتمالاً اين بار جمهوري اسلامي ايران به عنوان مهم‌ترين دغدغه امنيتي ايالات متحده آمريكا و متحدانش در منطقه خاورميانه بر سر زبانها خواهد افتاد. سازش‌ناپذيري تهران در رابطه با جاه‌طلبي‌هاي هسته‌اي، پشتيباني از شيعيان مخالف در منطقه و حمايت مادي از سازمانهاي تروريستي عمده دلايل چالش‌برانگيزي هستند كه احتمالاً تا چندين سال آينده نيز تداوم خواهند داشت. اما، با وجود تاكيد عمومي بر عمليات زميني ايران، راهبرد تجديد سازمان دريايي و پيشرفت نيروي دريايي ايران شايد در نهايت به درگيريهاي منطقه‌اي منجر گردد.

خلاصه
در سال 2007، رهبر ايران به نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي(IRIN) و نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران(IRGCN) دستور داد تا مناطق عملياتي و ماموريت‌هاي راهبردي خود را بازتعريف نمايند. نيروي دريايي ايالات متحده آمريكا و البته كشورهاي منطقه بايد خود را با واقعيت‌هاي جديد قدرت دريايي ايران انطباق دهند.

حقايق كليدي
•    نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي و سپاه پاسداران انقلاب اسلامي تلاش‌هاي خود را در برنامه توليد تسليحات داخلي، سايت‌هاي نظامي و پشتيباني از قابليت‌هاي كنترل و فرماندهي دوچندان كرده‌اند.
•    نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي با ساخت كشتي‌هاي تندرو كوچك و تجهيزات مرگبار، توان رزمي يگانهاي خود را براي جنگ نامتقارن ارتقا بخشيده است. تاكيد بر اين هدف در واقع به منزله حمايت از راهبرد بازدارندگي در منطقه خليج‌فارس تلقي مي‌گردد.
•    نقش نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران در خارج از منطقه خليج‌فارس به توسعه  ماموريت راهبردي‌تر “قدرت نرم” ايران كمك مي‌نمايد كه در واقع بيانگر اهداف بلندمدت تهران براي افزايش قدرت است.

با كمرنگ شدن تدريجي مسئله افغانستان و عراق در تيتر اخبار رسانه‌هاي جهان، احتمالاً اين بار جمهوري اسلامي ايران به عنوان مهم‌ترين دغدغه امنيتي ايالات متحده آمريكا و متحدانش در منطقه خاورميانه بر سر زبانها خواهد افتاد. سازش‌ناپذيري تهران در رابطه با جاه‌طلبي‌هاي هسته‌اي، پشتيباني از شيعيان مخالف در منطقه و حمايت مادي از سازمانهاي تروريستي عمده دلايل چالش‌برانگيزي هستند كه احتمالاً تا چندين سال آينده تداوم خواهند داشت. اما، با وجود تاكيد عمومي بر عمليات زميني ايران، راهبرد تجديد سازمان دريايي و پيشرفت نيروي دريايي ايران شايد به درگيريهاي منطقه‌اي منجر گردد.
تهران در سال 2007 راهبرد تجديد سازمان نيروي دريايي را آغاز كرد كه در اين ميان شرح وظايف و حوزه عمليات نيروي دريايي ارتش و سپاه پاسداران بازتعريف گرديد. اين تجديد سازمان با تغيير فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مصادف شده بود كه لازم به ذكر است جمهوري اسلامي ايران در آن زمان تحت فشار فزاينده بين‌المللي قرار داشت. به اعتقاد بسياري از دولتمردان ايران از جمله آيت‌الله علي خامنه‌اي رهبر ايران، كسب برتري منطقه‌اي و موفقيت‌هاي نظامي ايران در گرو پيشرفت و توسعه نيروي دريايي است.
راهبرد تجديد سازمان بر دو عامل كليدي تمركز دارد: اول اينكه، ايران طرح نوسازي را با هدف توسعه و ارتقاي توان ساخت تجهيزات نظامي در داخل آغاز كرد. دوم آنكه، مسئوليت‌ها و ماموريت‌هاي راهبردي نيروي دريايي ارتش و سپاه پاسداران را به طور شفاف بازتعريف نمود. از زمان تشكيل نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در سال 1985، مسئوليت‌هاي نيروي دريايي ارتش و سپاه در آبهاي درياي خزر، خليج‌فارس و درياي عمان با يكديگر تداخل داشت. تجديد سازمان به اين موازي‌كاري خاتمه بخشيد بدين صورت كه مسئوليت نيروي دريايي سپاه پاسداران فقط دفاع از آبهاي منطقه خليج‌فارس و مسئوليت نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي خارج از منطقه خليج‌فارس را شامل مي‌گرديد تا قدرت دريايي ايران در ماوراي سواحل نيز به رخ جهانيان كشيده شود.

هرچند اغلب تحليل‌هاي نظامي بر افزايش قدرت نامتقارن و مرگبار نيروي دريايي سپاه پاسداران تاكيد دارند، اما مسئوليت‌هاي “قدرت نرم” نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي نيز به همان ميزان حائز اهميت است. بنابر اظهارات دريادار حبيب‌الله سياري فرمانده نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي، ايران به دنبال يافتن راه نفوذي به درون مثلث دريايي راهبردي است كه از باب‌المندب شروع شده تا تنگه هرمز و حتي درياي هند و تنگه مالاكا نيز ادامه مي‌يابد. جمهوري اسلامي ايران مسلماً آينده خود را در گرو كسب توانايي لازم براي افزايش قدرت دريايي در فراسوي مرزهاي همسايگان خود مي‌بيند. راهبرد دريايي جمهوري اسلامي ايران طراحان نظامي و نيروي دريايي كشورهاي منطقه را مجبور مي‌سازد تا مباني برنامه‌ريزي خود را در رابطه با قابليت‌هاي تاكتيكي و راهبردي تهران مجدداً بررسي نموده و در نهايت راهبرد نظامي خود را با آنها انطباق دهند.

 

ساختار نيروي دريايي ايران
پيش از سقوط شاه، نيروي دريايي ارتش به عنوان تنها نيروي دريايي رسمي ايران فعاليت مي‌كرد و ماموريت آن برقراري امنيت در مرزهاي آبي كشور بود. در سال 1979 بروز انقلاب اسلامي ايران در نيروي دريايي ارتش دو تغيير عمده ايجاد كرد. اولاً، انقلابيون طرح تشكيل نيروي اقيانوس‌پيما را كنار گذاشتند كه مي‌توانست به افزايش قدرت ايران در مناطق دوردست كمك نمايد. ثانياً، هدف آنها از تشكيل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي در واقع كنترل بر نيروهاي نظامي متعارف ايران بود. تا سال 1985، نيروي دريايي ارتش مجبور گرديد تا آبهاي خليج‌فارس را با نيروي دريايي تازه‌التاسيس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي سهيم گردد. رويكرد نيروي دريايي سپاه پاسداران در قبال جنگ نامتعارف و نامتقارن در اواخر دهه 1980 و در جريان جنگ نفتكش‌ها با عراق و عمليات Praying Mantis شكل گرفت كه در اين جنگ نيروي دريايي ايران و آمريكا رو در روي يكديگر قرار گرفتند‌.

به مدت بيش از دو دهه، نيروي دريايي ارتش به مثابه برادر ضعيفي در كنار نيروي دريايي سپاه پاسداران ايفاي نقش مي‌كرد. نيروي دريايي ارتش تقريباً همان تجهيزات دريايي را در اختيار داشت كه با 200 فروند كشتي و حدود 18000 پرسنل نظامي هسته اصلي نيروي دريايي ارتش در زمان محمدرضا شاه پهلوي را در  دهه 1970 تشكيل مي‌دادند. هرچندكه ظاهراً قابليت ساخت تجهيزات در داخل ايران رو به بهبود است اما نيروي دريايي ارتش به دليل وجود محدوديت در تعمير و اورهال تجهيزات نظامي در داخل با چالشهاي فراواني در آماده‌سازي نيروها و ميزان مقاومت آنها روبرو بوده است.

ضمناً، نيروي دريايي سپاه پرسنل خود را تا حدود 20000 نفر افزايش داده است كه از جمله آن مي‌توان به 5000 نفر تفنگدار دريايي (مجموع پرسنل نيروي درياي ارتش و سپاه را در شكل 2 ملاحظه فرمائيد) اشاره كرد. فهرست تجهيزات اين نيرو از حدود صد تا چند هزار فروند كشتي و شناور كوچك تخمين زده مي‌شود. نيروي دريايي سپاه پاسداران همچنين براي مديريت سامانه موشك ضدكشتي، ساختار رسمي واحدهاي پدافند ساحلي را حفظ مي‌كند. به عنوان بخشي از تمركز اين نيرو بر جنگهاي نامتقارن و عمليات‌هاي انعطاف‌پذير، نيروي دريايي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ساختار غيرمتمركز كنترل و فرماندهي (C2) را توسعه داده است تا براي عمليات‌‌هاي آفندي بتوانند به طور مستقل تصميم‌گيري نمايند. برتري فزاينده نيروي دريايي سپاه بيانگر تغيير موقعيت آن از يك نيروي صرفاً نظامي براي پاسداري از تشكيلات روحانيون و ايفاي نقش يك نيروي مستبد نظامي به عنوان اولين خط دفاعي از حكومت روحانيون در برابر مشكلات داخلي و خارجي است.

بازسازي ساختار نيروي دريايي با به حداقل رساندن مناطق عملياتي مشترك ارتش و سپاه، سيستم كنترل و فرماندهي را در ايران بهبود بخشيد كه اين مسئله آسيب‌پذيري بالقوه آنها را كاهش داد، نقطه ضعفي كه دشمن مي‌توانست در ميادين جنگ از آن نهايت استفاده را ببرد. مسئوليت اصلي نيروي دريايي سپاه در خليج‌فارس، امتيازات طبيعي يك نيروي كوچك، سريع و نامتعارف را در حياط خلوت چندين برابر مي‌كند. ضمناً، ساختار جديد به يگان‌هاي حرفه‌اي نيروي دريايي ارتش اجازه مي‌دهد تا از تجهيزات اقيانوس‌پيما در خارج از مناطق محدود خليج‌فارس بهره گرفته و به آبهاي منطقه‌‌اي نيز دسترسي يابند. تقسيم‌بندي مناطق عمليات بر پيچيدگي .و عمق پدافند دريايي ايران مي‌افزايد بطوريكه نيروي دريايي ارتش مي‌تواند از درياي عمان براي استقرار سامانه‌هاي پدافند موشكهاي سطحي، زيرسطحي و كروز در امتداد سواحل جنوب شرقي تنگه هرمز استفاده نمايد.

نوسازي و توليدات داخلي
تحولات نيروي دريايي ايران فراتر از استقرار تجهيزات نظامي است و تا ساخت تجهيزات نظامي در داخل پيش مي‌رود. از سال 2007 روند تامين تجهيزات موردنياز از خارج و نيز ساخت تجهيزات نظامي در داخل بر اصل خوداتكايي و عدم تقارن استوار بود. جمهوري اسلامي ايران از يك طرف پايگاههاي دريايي موجود را دوباره سازماندهي نموده و از طرف ديگر در حال ساخت پايگاههاي جديد براي نيروي دريايي ارتش و سپاه پاسداران است تا خط دفاعي براي جلوگيري از دسترسي نيروهاي دشمن به تنگه هرمز و خليج‌فارس باشند. دريادار سياري در اكتبر 2008 طي مراسم افتتاح پايگاه دريايي جديد نيروي دريايي ارتش در جاسك- بندر ماهيگيري كوچكي در 300 كليومتري شرق بندرعباس- به اين راهبرد اشاره نموده و ادعا مي‌كند كه “خط دفاعي جديدي تا شرق تنگه هرمز ايجاد شده است… كه در صورت لزوم از ورود كشتي دشمن به آبهاي خليج‌فارس جلوگيري خواهد كرد.”

 

نوسازي شناورهاي بزرگتر با توجه به نقش فرعي آن در ناوگان نيروي دريايي ارتش در مقايسه با دستاوردهاي نيروي دريايي سپاه پاسداران كمتر مورد توجه قرار گرفته‌ است. اگرچه ساخت ناوشكن جماران در داخل و اضافه شدن چند ناوشكن رزمي ارتقا يافته(مدل سينا) ممكن است جايگزين مناسبي براي كشتي‌هاي فرسوده و قديمي باشند، اما قدرت نهايي كشتي‌هاي سطحي به هيچ وجه افزايش نيافته است. اين مسئله بيانگر اين حقيقت است كه نيروي دريايي ارتش مي‌تواند حضور خود را در خليج‌ عدن و درياي عرب به عنوان اولويت دوم جمهوري اسلامي ايران گسترش دهد.
با اينحال، تحولات قابل‌توجهي در نيروي دريايي ارتش ايران به چشم مي‌‌خورد. بيشترين تغييرات در تجهيزات نظامي نيروي دريايي ارتش در ميان موشكهاي كروز و زيرسطحي حادث گشته است. وجود سه زيردريايي مدل “كيلو”(Kilo) در فهرست تجهيزات نيروي دريايي ارتش همچنان بدون تغيير مانده و بعيد است تا زمان عقد قرارداد بعدي براي تحويل احتمالي سه زيردريايي جديد مدل كيلو يا “آمور”(Amur) در اوايل سال 2015 توان رزمي نيروي دريايي ارتش بهبود يابد. اما بايد اذعان داشت كه ساخت زيردريايي بسيار كوچك(مدل يونو- Yono) به نحو چشمگيري افزايش يافته است.

زيردريايي‌هاي مدل غدير (يونو) احتمالاً با هدف پشتيباني از عمليات شناسايي در مناطق ساحلي يا نقاط حساس(از جمله تنگه هرمز)، مين‌گذاري، ممانعت و يا نفوذ نيروها طراحي شده‌اند. جامعه جهاني زماني تخريب سامانه‌هاي زيرسطحي كوچك را تجربه كرد كه اژدر زيردريايي مدل يونو كره شمالي در مارس 2010 در شبه جزيره كره ، رزمناو “چئونان”(Cheonan) كره جنوبي را به قعر دريا فرستاد.

در حال حاضر كه نيروي دريايي ارتش ايران مسئوليت حراست از آبهاي خارج از تنگه هرمز را برعهده دارد، احتمالاً براي پشتيباني لجستيكي در شرق تنگه هرمز و نيز بندر جاسك و بندرعباس از اين تجهيزات استفاده مي‌كند. تا به امروز، نيروي دريايي ارتش ايران 11 فروند زيردريايي كوچك را به خدمت گرفته است كه حداكثر تا 3 فروند آن پيش از سال 2007 عملياتي شده‌‌اند و پيش‌بيني مي‌گردد كه 9 فروند ديگر ظرف 2 تا 3 سال آينده ماموريت خود را آغاز كنند.
ارزيابي ميزان توليدات داخلي و يا واردات عوامل مرگبار زرادخانه جنگي ايران (نظير مين‌ها، اژدرها و موشكهاي ضدكشتي) به مراتب دشوارتر است. هرچند اين تجهيزات قبل از اجراي طرح تجديد سازمان نيز براي نيروي دريايي ارتش بسيار حياتي بودند، اما به نظر مي‌رسد كه تسليحات نظامي ايران از لحاظ فني پيشرفته‌تر شده و قدرت تخريب بالايي دارند. نيروي دريايي ارتش اخيراً از دستيابي به موشكهاي كروز ضدكشتي بسيار سخن مي‌راند و در واقع آن را مكملي براي ذخاير موشكي و نيز در راستاي تقويت ساختار كنترل و فرماندهي و سامانه‌هاي راداري مي‌داند. بنابر گزارشات منتشر شده از مراسم رونمايي اين موشك، ظاهراً اين سامانه‌ها از نوع موشك كروز ضدكشتي C-802 هستند كه حزب‌الله لبنان براي حمله به نيروي دريايي اسرائيل در سال 2006 با موفقيت از آنها بهره جست. افزايش طول سامانه‌هاي پرتاب نشاندهنده افزايش طول اين موشكهاست كه شايد بتوان علت آن را در راستاي افزايش برد موشك قابل توجيه دانست.
باوجوديكه توسعه نيروي دريايي ارتش ايران چندان قابل‌توجه نبوده و اين نيرو عمدتاً بر جايگزيني كشتي‌هاي جديد با شناورهاي قديمي و فرسوده تاكيد داشت، اما نيروي دريايي سپاه پاسداران با اتخاذ سياست تامين تجهيزات نظامي از خارج و نيز توليد در داخل همچنان بر سرعت، قدرت تخريب و كميت آنها تاكيد مي‌ورزد. دريادار امير فدوي فرمانده نيروي دريايي سپاه پاسداران در مصاحبه اوت 2010 تعداد محدود كشتي‌هاي نيروي دريايي آمريكا را با صدها فروند كشتي نيروي دريايي سپاه پاسداران مقايسه كرد. فدوي بر سرعت و قابليت رادارگريزي شناورهاي سپاه پاسداران به عنوان عوامل كليدي و تاثيرگذار در جنگ تاكيد كرد كه به شناورهاي نيروي دريايي سپاه اجازه مي‌دهند تا به راحتي خود را به اهداف موردنظر برسانند. وي همچنين افزود كه اين شناورها مي‌توانند تعداد زيادي موشك يا اژدر با خود حمل نمايند. دريادار فدوي در ادامه توضيح داد “شناورهاي بزرگ در ساختار اصلي نيروي دريايي سپاه پاسداران جايي ندارند… انتخاب شناورهاي بزرگ به معني آنست كه شما در زمين حريف و طبق قوانين آنها بازي مي‌كنيد.” گزارش مطبوعات نشان مي‌دهد كه نيروي دريايي سپاه پاسداران در آينده‌اي نزديك زيردريايي‌هاي كوچك غدير را تحويل خواهد گرفت. بايد خاطرنشان كرد كه هدف‌گيري و رديابي اين شناورها بسيار دشوار و پيچيده است.
رديابي برخي از تجهيزات نيروي دريايي سپاه پاسداران به دليل اندازه كوچك و فراواني آنها در منطقه خليج‌فارس به مراتب دشوارتر از رهگيري تجهيزات نيروي دريايي ارتش است. در حقيقت، نيروي دريايي سپاه پاسداران مي‌تواند تجهيزات خود را در فاصله چند متري از ساحل مستقر نمايد. به‌علاوه، نيروي دريايي سپاه پاسداران براي نوسازي و ارتقاي شناورهاي تندرو مجهز به قابليت شليك موشك/ اژدر و نيز افزايش تعداد شناورهاي تهاجمي تندرو تلاشي همه‌جانبه را آغاز نموده است. رونمايي از 12 فروند شناور كوچك و مدرن ديگر از خانواده IPS‌ (مدل پيكاپ/ تير) در اواسط ماه اوت 2010 و نيز اعلام رسمي راه‌اندازي خط توليد داخلي شناورهاي تندروBladerunner  كه به اژدر يا موشك / راكت مجهز خواهند شد و حداقل 12 فروند هواپيماي آب‌نشين “رادارگريز” باور 2 (Bavar 2) كه مي‌توان از آنها در ماموريت‌هاي شناسايي يا تهاجمي بهره گرفت، اين پيشرفت نظامي را برجسته مي‌سازد.
همچنين شواهدي در دست است كه ثابت مي‌كند نيروي دريايي سپاه پاسداران در حال ارتقاي توان موشكي و راداري است. در فوريه سال 2011، محمدعلي جعفري فرمانده سپاه پاسداران اعلام كرد كه سپاه در حال ساخت رادارهاي با برد 500 كيلومتر است و تحقيقات لازم براي توسعه رادارهاي ساحلي با برد 300 كليومتر و رادارهاي كشتي با برد 60 كيلومتر را به اتمام رسانده است. اعلام اين خبر مصادف با طرح ادعاي جمهوري اسلامي ايران مبني بر دستيابي به قابليت جديد موشك بالستيك ضدكشتي “هوشمند” بوده است كه اين مسئله نيز به نوبه خود تا حد زيادي معادلات بازدارندگي ايالات متحده آمريكا و متحدانش را درهم مي‌ريزد.

به طور كلي، همزمان با پيشرفت توليدات داخلي و كاهش نياز به واردات جنگ‌افزار از خارج، بحث نظارت بر ارتقاي شناورهاي تهاجمي تندرو، تسليحات و موشكهاي نيروي دريايي ايران به طور روزافزون غرب را با چالش روبرو مي‌سازد. دريادار فدوي روز 6 فوريه 2011 اعلام كرد كه جمهوري اسلامي ايران به زودي خط توليد قايق‌هاي كوچك تندرو(با سرعت 85 گره دريايي در ساعت) و مجهز به قابليت پرتاب موشك را كليد خواهد زد. در دسامبر 2010 نيز دريادار حبيب‌الله سياري اظهار داشت كه نيروي دريايي ارتش در توليد جنگ‌افزارهاي دريايي، موشك و اژدر به خودكفايي رسيده و ادعا كرد كه “كليه قطعات سامانه‌هاي{نيروي دريايي} را در داخل كشور توليد مي‌كنيم در حاليكه اين قطعات تا چند سال قبل از خارج تامين مي‌شدند.

در حال حاضر، ديگر براي حضور پرقدرت ناوگانهاي نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي در منطقه نيازي به كمك ساير كشورها نداريم.” ساخت ناوشكن جماران و افزايش موفقيت‌آميز تعداد زيردريايي غدير نيز نشان مي‌دهد كه جمهوري اسلامي ايران در حال توسعه ظرفيت توليد تجهيزات نظامي در داخل است. موفقيت نسبي راهبرد نوسازي نظامي در ايران ابهامات ديگري را در خصوص كارآمدي تحريم‌‌هاي بين‌المللي براي محدود ساختن توليدات داخلي و دسترسي ايران به تجهيزات نظامي را در اذهان شكل مي‌دهد بويژه از زماني كه هزينه‌هاي دفاعي ايران از اغلب كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج‌فارس پيشي گرفته است.

 

توسعه‌طلبي
همزمان با تجديد سازمان و نوسازي نيروي دريايي، جمهوري اسلامي ايران عمليات گسترده توسعه‌طلبي را در سر مي‌پروراند. در واقع، اين عمليات دو هدف دارد: اولاً، متقاعد ساختن كشورهاي همسايه براي اينكه بپذيرند تهران شريكي قابل اطمينان در حفظ امنيت دريايي است. ثانياً، القاي اين مسئله كه غرب در حال تشديد بي‌ثباتي در منطقه است. جمهوري اسلامي ايران با تعيين اهداف جديد نيروي دريايي ارتش با تمام توان به دنبال تحقق اهداف فوق‌الذكر است.
براي مثال، در ژوئن 2010 وابسته نظامي ايران در تركيه در تمرين عمليات جستجو و نجات در مديترانه شرقي حضور يافت. اين اولين باري بود كه جمهوري اسلامي ايران براي شركت در اين رويداد نظامي نماينده خود را به تركيه مي‌فرستاد. در دسامبر 2010، ‌درياردار سياري به بهانه پشتيباني از عمليات ضددزدي دريايي در منطقه در راس هيات نظامي عازم جيبوتي شد. عقد توافقنامه با دولت جيبوتي براي پشتيباني از اقدامات ضدتروريستي منطقه‌اي و نيز تعمير و نگهداري كشتي‌هاي نظامي از دستاوردهاي مهم اين سفر به شمار مي‌رود.

 

مهم‌تر اينكه؛ در فوريه 2011 نيروي دريايي ارتش ايران دو فروند كشتي خود را از طريق كانال سوئز به سوي بندر لازقيه ، شهر بندري در سوريه گسيل داشت. ناوچه ايراني الوند و كشتي پشتيباني خارك به عنوان بخشي از برنامه آموزشي پرسنل نيروي دريايي پيش از بازگشت به ايران از طريق كانال سوئز به صورت نمايشي و با هدف رسيدن به بندر لازقيه سوريه از درياي مديترانه عبور كردند. اين اولين باري بود كه شناورهاي نيروي دريايي ارتش ايران پس از انقلاب اسلامي 1979 از كانال سوئز عبور مي‌كردند كه اين خود بر اراده تهران براي عبور از موانع موجود در مسير توسعه نيروي دريايي دلالت دارد.
دو سال عمليات ضد دزدي دريايي در خليج عدن و نيز اعزام تاريخي ناوچه‌هاي ايراني به بندر لازقيه سوريه در راستاي حمايت از راهبرد نيروي دريايي ارتش بوده است.

از سخنان اخير دريادار سياري كاملاً روشن است كه تهران به دنبال افزايش نفوذ خود در آبهاي بين‌المللي درياي هند و نيز به عنوان بخشي از سياست راهبردي “به نمايش گذاشتن قدرت ايران در سطح جهان” است. از كلام او مي‌توان به نگراني قديمي ايران از حضور ايالات متحده آمريكا و نيروهاي ائتلافي در منطقه و نيز محدوديتهاي اقتصادي را استنباط كرد كه جمهوري اسلامي ايران با آنها دست به گريبان است. برخي از مقامات ارشد نيروي دريايي ارتش همچون دريادار قاسم رستم‌آبادي، معاون عمليات نيروي دريايي بر اين نكته تاكيد كرده و ادعا مي‌كنند كه “براي حضور در سواحل هند و در محدوده تنگه استراتژيك مالاكا طرحهايي در دست داريم.” اهداف اين راهبرد و حضور ايران در اين منطقه هر دو از اهميت بسزايي برخوردارند. دريادار رستم‌آبادي همچنين توضيح داد با افزايش حضور ايران در منطقه “مي‌توانيم جريان انرژي جهان را تحت كنترل كامل داشته باشيم و همزمان از منافع خود محافظت نماييم. ضمناً در صورت مواجهه با دشمنان و رقباي جمهوري اسلامي ايران، قدرت بازدارندگي بيشتري خواهيم داشت.”

 

نزديك‌تر شدن به اهداف موردنظر
هرچند نيروي دريايي ارتش در حال گسترش حوزه عملياتي است، اما راهبرد نيروي دريايي سپاه پاسداران همچنان بر افزايش قدرت نابودگري و غيرقابل پيش‌بيني بودن در خليج‌فارس و تنگه هرمز تمركز دارد. علاوه بر افزايش پرشتاب تعداد شناورهاي گشتي مجهز به موشك براي تحقق اهداف راهبردي نامتقارن در جنگ مين‌ها و موشكهاي كروز پدافند ساحلي، نيروي دريايي سپاه احتمالاً ‌ با اضافه كردن تجهيزات زيرسطحي به ناوگان‌هاي موجود در حال تقويت راهبرد خود است. مشخص نيست كه اين هدف از لحاظ برنامه‌هاي آموزشي، توليدات داخلي و محدوديت پرسنل نظامي با چه سرعتي تحقق خواهد يافت. با تمركز نيروي دريايي ارتش بر نقش قدرت نرم،‌ احتمالاً نيروي دريايي سپاه درصدد است تا زيردريايي غدير و ساير تجهيزات زيرسطحي كوچك را در اختيار گرفته و زيردريايي‌هاي مدل كيلو يا ساير تجهيزات بعدي را براي عمليات در آبهاي آزاد به نيروي دريايي ارتش واگذار نمايد.
نيروي دريايي سپاه پاسداران در راستاي تحقق اهداف راهبردي خود ضمن تمركز بر همكاري كشورهاي حاشيه خليج‌فارس، بر تعداد تجهيزات خود در منطقه خليج‌فارس نيز افزوده است. در دسامبر 2010، نيروي دريايي سپاه با هدف توسعه روابط دفاعي و همكاري جمهوري اسلامي ايران با كشورهاي همسايه، چندين كشتي را به سوي قطر اعزام كرد. به دنبال آن؛ برخي از مقامات ارشد قطري در تمرينات نظامي نيروي دريايي سپاه پاسداران در جريان برگزاري مانور پيامبر اعظم 5 در آوريل 2010 شركت جستند. نيروي دريايي سپاه تلاش كرد تا با اجراي مانورهاي نظامي مشترك در خليج‌فارس و با هدف تقويت روابط امنيتي و تحكيم وحدت از طريق تعامل با همسايگان عرب سني اعزام ناوگان دريايي خود به قطر را توجيه نمايد. ايران و عمان نيز امسال دو مانور مشترك برگزار كرده‌اند. هرچند تمرين عمليات جستجو و نجات محدود بوده، اما در مورد افزايش تعداد مانورهاي تاكتيكي حرف و حديث‌هاي بسياري مطرح است. ظرف دو سال گذشته ايران حداقل 8 بار ناوگان دريايي خود را به مقصد بنادر عمان اعزام نموده است.
دريادار سياري بر تلاشهاي جمهوري اسلامي ايران در راستاي همكاري با كشورهاي حاشيه خليج‌فارس تاكيد كرده است:
ما قوياً معتقديم كه مانورهاي نظامي ايران پيام صلح و دوستي با خود به همراه دارند و اعلام مي‌كنيم كه آمادگي داريم تا با همكاري برادران خود در نيروي دريايي كشورهاي حاشيه خليج‌فارس امنيت منطقه را برقرار سازيم…. نيازي به حضور بيگانگان در اين منطقه نيست زيرا حضور آنها نه تنها امنيت را در منطقه برقرار نمي‌سازد بلكه جنگ و بي‌ثباتي را براي منطقه به ارمغان مي‌آورد.
نهايت اينكه، اين اقدامات بيانگر نحوه برداشت ايران از نقش خود به عنوان قدرت مهم منطقه و تاكيد بر افزايش قدرت نرم جهت جلوگيري از وقوع حملات احتمالي در آينده است. معهذا، اين روابط ممكن است با هدف از بين بردن وحدت كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج‌فارس طرح‌ريزي شده باشد– بطوريكه بين عمان و قطر در يك طرف و عربستان سعودي، بحرين، كويت و امارات متحده عربي در طرف ديگر شكاف ايجاد كند. اين رويداد با عقب‌نشيني نيروهاي آمريكا از عراق مقارن شده و شايد ايران آن را فرصتي مناسب براي پر كردن خلاء قدرت موجود در منطقه تلقي كند. از جمله مهمترين منافع جمهوري اسلامي ايران شايد بتوان به روابط رو به گسترش تهران با جيبوتي در چارچوب سفر دسامبر 2010 و عقد توافقنامه نظامي مشترك اشاره كرد كه نفوذ و حضور احتمالي ايران در منطقه استراتژيك باب‌المندب را در پي خواهد داشت.

 

نتايج و پيشنهادات
راهبرد دريايي در حال تكامل جمهوري اسلامي ايران ابهامات مهمي را براي آمريكا و نيروهاي ائتلاف بوجود مي‌آورد. با گسترش منطقه عملياتي نيروي دريايي ارتش، طراحان بايد مراقب تهديدات موشكهاي كروز ضدكشتي C-802 باشند كه اين امكان را دارند تا مرزهاي خليج‌فارس را درنوردند. براي تامين منافع ايران در منطقه، نيروي دريايي سپاه پاسداران نيز احتمالاً به دنبال كسب استقلال بيشتر در منطقه خليج‌فارس است.
پيشرفت فزاينده قدرت مرگ‌زايي، سرعت و تعداد تجهيزات نيروي دريايي سپاه پاسداران چالش به مراتب پيچيده‌تري براي نبردهاي احتمالي در آينده خواهد بود. اما پيشرفت نيروي دريايي ارتش كه مدت مديدي به طول انجاميد و نيز گسترش حوزه عمليات آن در واقع مكمل قدرت دريايي جمهوري اسلامي ايران است. نيروي دريايي ارتش بر طراحي موشك‌هاي جديد كمتر تمركز داشته و بيشتر به دنبال افزايش نفوذ و قدرت خويش است. در واكنش به اين چالشهاي رو به گسترش، راهبرد ايالات متحده آمريكا بايد بر چند اولويت كليدي متمركز باشد:
اولاً، واشنگتن بايد همكاري خود با كشورهاي منطقه را افزايش داده و براي مقابله با راهبرد قدرت نرم نيروي دريايي ارتش و نيز راهبرد نوسازي نامتقارن نيروي دريايي سپاه پاسدارن با نيروي دريايي كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج‌فارس همكاري دريايي را آغاز نمايد. حضور نيروي دريايي آمريكا در آينده نزديك احتمالاً از لحاظ نوع و تعداد محدود خواهد بود. نيروهاي كوچك اما پرتحرك كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج‌فارس مي‌توانند قدرت نفوذ و تجهيزات نظامي ايران را تعديل بخشند. دولتمردان ايران در هنگام مقايسه زرادخانه تسليحاتي خود با يگان تهاجمي ناو هواپيمابر آمريكا معمولاً به مزايايي نظير سرعت و تعداد تجهيزات خود اشاره مي‌كنند. ايران مسلماً ورود يگان تهاجمي ناو هواپيمابر آمريكا را تحت نظر داشت كه با اسكورت 12-10 ناوگان دريايي متشكل از چندين رزمناو و قايق گشتي متعلق به عربستن سعودي، امارات و بحرين وارد تنگه هرمز شدند. حضور واحدهاي نيروي دريايي در ميان نيروي سپر شبه‌جزيره كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج‌فارس احتمالاً مي‌تواند سازوكاري مفيد براي اين هدف باشد. در واقع مي‌توان اين سناريو را تصور كرد كه تجهيزات كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج‌فارس با هدف پشتيباني از عمليات‌هاي جاري بكار گرفته مي‌شوند نظير عمليات گذر از منطقه خليج عدن براي پشتيباني از عمليات ضد دزدي دريايي سازمان ملل متحد اما در اصل سياستي براي مقابله با راهبرد افزايش حضور نيروي دريايي ايران در منطقه است.
ثانياً، ايالات متحده آمريكا بايد ارزيابي جامع و مستمري از ظرفيت توليدات داخلي و حقانيت ادعاهاي تهران مبني بر خودكفايي نظامي در جنگ دريايي داشته باشد. در اين راستا، واشنگتن بايد بفهمد كه اعمال تحريم‌هاي گوناگون تا چه اندازه بر توليد داخلي تسليحات دريايي و سايت‌هاي نظامي موثر بوده‌اند. اين مسئله همچنين مستلزم نظارت ويژه بر روند پيشرفت راهبرد تجديد سازمان ايران است. ساخت و توسعه تاسيسات نظامي در عسلويه خليج‌فارس و بنادر جاسك و چابهار در درياي عمان براي راهبرد جديد ايران بسيار حياتي است و كاملاً بر ظرفيت نيروي دريايي ارتش تاثيرگذار بوده و از شاخصهاي اصلي پيشرفت دريايي ايران به شمار مي‌آيند.
ثالثاً، آمريكا بايد در اصلاح برنامه‌هاي‌آموزشي و عمليات‌ دريايي نيروهاي ائتلافي جهت مقابله با راهبرد دريايي رو به تكامل ايران پيشگام باشد. قابليت‌هاي رو به رشد و حضور نيروي دريايي سپاه در خليج‌فارس احتمال بروز جنگ تاكتيكي اما با عواقب راهبردي را افزايش مي‌دهد. اين مسئله مي‌تواند حاصل اتخاذ تصميمات نه چندان حرفه‌اي يا احساسي در سطوح پايين فرماندهي باشد. حتي احتمال اجراي عمليات دريايي به رهبري نيروي دريايي سپاه پاسداران در خليج‌فارس نيز وجود دارد. نهايت اينكه، نيروهاي ائتلاف بايد خود را براي حضور در محيطهاي مختلف تهديد آماده سازند و از اهداف دشمن در محيط‌هاي به مراتب پيچيده‌تر اطلاع يابند.
سرانجام اينكه، ايالات متحده آمريكا مي‌تواند در راستاي ارتقاي امنيت دريايي و تعامل با رژيم ايران با نيروي دريايي ارتش ارتباط برقرار كند. ثبات منطقه‌اي نهايتاً به اين مسئله بستگي دارد كه جمهوري اسلامي ايران نقش سازنده‌اي در امنيت منطقه ايفا نمايد. هرچند سياست اعمال تحريم و انزوا ممكن است ابزارهاي مفيدي در كوتاه مدت باشند اما موقعيت ژئواستراتژيكي ايران بايد تصميم‌سازان غربي را تشويق نمايد تا فراتر از معضلات كنوني و در جهت برقراري تعامل احتياط‌آميز با تهران گام بردارند. تشكيل نيروي ويژه ضد دزدي دريايي در خليج عدن يكي از همين فرصت‌هاي مناسب براي برقراري ارتباط و حتي همكاري دريايي با ايران است. دعوت از نيروي دريايي ارتش براي مشاركت در مانورهاي منطقه‌اي يا بين‌المللي مي‌تواند از ديگر فرصت‌هاي موردنظر واشنگتن باشد. پاكستان در ماه ژوئن امسال با حضور 39 كشور جهان ميزبان مانور مشترك پنج روزه‌اي موسوم به “امان 2011″ (Aman 2011) بود كه با هدف مقابله با تهديدات فرامليتي طراحي شده بود.
راهبرد دريايي ايران همچنان در حال رشد و تكامل است. تجديد سازمان نيروي دريايي كه از سال 2007 آغاز شده، افزايش توليدات داخلي و عمليات‌هاي نيروي دريايي سپاه و ارتش در سالهاي آتي را به همراه داشته و چالش‌هاي جديدي را براي طراحان نيروي دريايي آمريكا و كشورهاي منطقه به وجود مي‌آورد. ايالات متحده آمريكا و نيروهاي ائتلافي بايد نسبت به اقدامات تحريك‌آميز و طرح‌هاي پيش‌بيني نشده حساس و مراقب باشند. اين سوال منطقي مطرح است كه آيا ايران با تجهيزات موجود قادر است تا اين راهبرد را محقق نمايد. اولين واكنش اينست كه چنين تصوري به دور از واقعيت است، اما در يك چشم‌انداز 15 ساله رويكرد دوم محتمل خواهد بود. در هر صورت، دو كشتي نيروي دريايي ارتش با عبور تاريخي از درياي مديترانه ماموريت خود را به اتمام رساندند، يك زيردريايي مدل كيلو با گذر از بندرعباس در درياي سرخ عمليات كرد و اينكه از اواخر سال 2008 تا به امروز نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران چهاردهمين گشت ضد دزدي دريايي را در خليج عدن با موفقيت‌ پشت سر گذاشته است– رويداد مهمي كه تا چند سال قبل هيچ فردي در ايران وقوع آن را پيش‌بيني نمي‌كرد.

 

درباره نويسنده
فرمانده جاشوا سي. هايمز طي سالهاي 2011-2010 در مركز مطالعات بين‌المللي و راهبردي واشنگتن به عنوان نماينده نيروي دريايي ارتش آمريكا فعاليت مي‌كرد. اين گزارش خلاصه‌اي از تحقيقات جامعي است كه فرمانده هايمز به ازاي دريافت كمك هزينه فرصت مطالعاتي خود به رشته تحرير در آورده و توسط مركز مطالعات جنگ به چاپ رسيده است. دیدگاه و آرای بیان شده در این مقاله به نویسنده تعلق داشته و لزوماً بيانگر مواضع نيروي دريايي آمريكا، وزارت دفاع و مركز مطالعات بين‌المللي و راهبردي نیست.

اين گزارش تحليلي توسط مركز مطالعات بين‌المللي و راهبردي(CSIS) تدوين شده است.

 

لینکهای مهم:

 
 

برچسب‌ها: ارتش؛سپاه؛موشک؛دریایی؛نظامی؛ساخت

ارسال توسط مخترع

اسلایدر